تبليغاتX
دخترک تنها


دخترک تنها

تقدیم به او که نبود ولی حس بودنش بر من شوق زیستن داد

نه………….برای مادرت یک کاری بکن
فردا نه
…چند ساعت بعد هم نه
…چند ثانبه دیگر هم نه…
…همین الان
……برای مادرت یک کاری بکن
اگر زنده است دستش را
اگر به آسمان رفته است …قبرش را….
اگر پیشت نیست …یادش را….
اگر قهری…چهره اش را….
اگر آشتی هستی پایش را…

ببوس…….

+ ندا| |

باید خودم را ببرم خانه !

باید ببرم صورتش را بشویم…

ببرم دراز بکشد…

دلداریش بدهم ، که فکر نکند…

بگویم نگران نباش ، میگذرد…

باید خودم را ببرم بخوابد…

“من” خسته است …!

+ ندا| |

به حرمت نان و نمکی که با هم خورده ایم

نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه

نمک را بگذار برای من

که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند!

+ ندا| |

یه آدمایی هستن که همیشه با حوصله جواب اس ام اساتو میدن...

هروقت ازشون بپرسی چطوری؟ میگن خوبم..

وقتی میبینن یه گنجشک داره رو زمین دنبال غذا میگرده,

راهشون رو کج میکنن از یه طرف دیگه میرن که اون نپره...

...
همینایی که تو سرما اگه یخ ام بزنن, دستتو ول نمیکنن بزارن تو

جیبشون...

اونایی که تو تلفن یهویی ساکت میشن


اینایی که همیشه میخندن


اینایی که تو چله زمستون پیشنهاد بستنی خوردن میدن


همونایین که براتون حاضرن هرکاری بکنن


اینا فرشته هستن

..

تورو خدا وقتی باهاشون میرین تو رابطه اذیتشون نکنید .. تنهاشون نذارین :

داغون میشن ....

+ ندا| |

ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺁﻣﺪی ﻭ ﺑﻮﺳـــﻪ ﺍی ﻣﯽ ﺩﺍﺩی،

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮔــِــﺮﻩ ﺍی ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻴﻦ ﻧﺦ ﻫﺎی ﮐﺎﻣﻮﺍ

ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﺷـــﺎﻝ ﮔﺮﺩﻧﯽ ﻗﺮﻣﺰ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﻫﺰﺍﺭ ﮔﺮﻩ ﺑﺮﺍی ﺗﻮ ﺑﺎﻓﺘـــــﻪ ﺍﻡ ﻧﻴﺴﺘﯽ …

ﺑﻪ ﺧﻮﺩﻡ ﺩﻟـــــﺪﺍﺭی ﻣﯽ ﺩﻫﻢ …

ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐـــﻮﺗﺎﻩ ﺑﻮﺩ؛ ﺧﻮﺏ ﺷﺪ ﮐﻪ ﺭﻓﺖ …!!!


+ ندا| |

سختترین دو راهی:

دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می موندی

و گاهی آنقدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینا باید فراموش می کردی


+ ندا| |

دلتنگم

مثل مادری بی سوادی که دلش هوای بچه اش را کرده ولی بلد نیست شماره اش رو بگیره





+ ندا| |

 

لحظه ای که سال تحویل می شه ، تنها لحظه ایه که بی منت به من لبخند می زنی


کاش هر ثانیه برای من سال تحویل باشه تا لبخند همیشه مهمون لبهات بمونه


سال نو مبارک . . .


+ ندا| |

مرد سرت رو بالا بگیر از چی‌ خجالت میکشی؟
خجالت را باید کسانی‌ بکشند که نان را از سفره تو دزدیده‌اند
 و حساب بانکی شان را در کشورهای دیگر پر کردند.



خجالت را باید کسانی‌ بکشند
 که هر لحظه فریاد عدالت عدالت سر می دهند
 و غیر از ریا چیزی برای زندگی ندارند!










+ ندا| |

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام

درد یک اتفاق که شاید با اتفاق تو

دردش متفاوت باشد ویرانم می کند

من از دست رفته ام ,شکسته ام

             می فهمی؟

به انتهای بودن رسیده ام,

اما اشک نمی ریزم

پنهان شدم پشت لبخندی که درد می کند

+ ندا| |

دستم به سمت تلفن می رود


و


باز می گردد


مثل کودکی که به او گفته اند


شیرینی روی میز


مال مهمان هاست


+ ندا| |

خسته شدم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم.خسته شدم بس که از سرما لرزیدم...
بس که این کوره راه ترس آور زندگی را هراسان پیمودم زخم پاهایم به من میخندد...
خسته شدم بس که تنها دویدم...
اشک گونه هایم را پاک کن و بر پیشانیم بوسه بزن...
می خواهم با تو گریه کنم ...
خسته شدم بس که...
تنها گریه کردم...
می خواهم دستهایم را به گردنت بیاویزم و شانه هایت را ببوسم...

خسته شدم بس که تنها ایستادم

+ ندا| |

.
لمس کن کلماتی را
که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست…
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد…
لمس کن نوشته هایی را
که لمس ناشدنیست و عریان…
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار…
لمس کن لحظه هایم را…
تویی که می دانی من چگونه
عاشقت هستم٬
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن…
همیشه عاشقت میمانم
دوستت دارم ای بهترین بهانه ام

.

+ ندا| |

شاید کسی شب ها برای اینکه خوابتو ببینه به خدا التماس میکنه

شاید کسی به محض دیدن تو دستش یخ می زنه

و

تپش قلبش بیشتر می شه

باور کن یکی شبها به خاطر تو توی دریایی از اشک می خوابه

ولی تو اون رو نمی بینی

شایدم هیچوقت نبینی

تو رو به اولین روز دیدنت

تو رو به اولین نگاه عاشقونه

قسم ت میدم

دوستم داشته باش همین...

+ ندا| |

بـیــا
ایـن هــوا، هـوای خوبـی اسـت
بـرای دلــتـنـگ بـودن ...
مـن بـغـض هایـم را
بـا روح زخمـیـم می آورم ،
...
تـو آغـوشـت را، بـا بـوسـه هایـت ...
بـگـذار دسـت کشیـدن از تــو
هـمچنـان غیـر مـمکـن بـاشـد!

بـیــــــــا ...

+ ندا| |

به کوری چشم تو هم که باشد حالم خوب-خوب است

اصلا هم دلم برایت تنگ نشده

حتی به تو فکر هم نمی کنم

باران هم تو را دیگر به یاد من نمی آورد

مثل همین حالا که می بارد...

لابد حالا داری زیر باران قدم می زنی

.

.

.

اما...

چترت را فراموش نکن!

لباس گرم هم...

+ ندا| |

چه جالب
ناز را ميکشيم
آه را مي کشيم
انتظار را مي کشیم
فرياد را مي کشیم
درد را مي کشیم
ولي بعد از اين همه سال آنقدر نقاش خوبي نشده ايم
که بتوانيم

دست بکشيم

+ ندا| |


حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد

و بوسیدنت موکول شده

به تمامی روزهای نیامده..

 

حالا که هر چه دریا و اقیانوس را

از نقشه جهان پاک کردی

مبادا غرق شوم در رویایت

باید اسمم را

در کتاب گینس ثبت کنم

تا همه بدانند

- یک نفر

با سنگین ترین بار دلتنگی

روی شانه هایش -

تو را دوست میداشت

 

+ ندا| |

دَستـ ـامـ ـو گِرفـ ـتی ...

اِعتِـ ـماد کَردَم ...

اِحسـ ـاس کَـ ـردَم دیـ ـگه زَمیـ ـن نِمی خـ ـورَم ...

چـِـه سـ ـاده تـ ـو سَـ ـراشیبـ ـی های زِنـ ـدِگـ ـی دَستامـ ـو ولـ ــ کَـ ـردی ...

بـَ ـد جـ ـور زَمیـ ـن خوردَم ...

بـَ ـدنــم زَخـ ـم شُـ ـد ... اشکـ ـال نَـ ـداره ... !

پـ ـیش میـ ـــــاد ... خوبـ ـ ـــ میشـ ـــه ... !

ولـ ـــــی ...!

دلـ ــم شـ ــکـ ـسـ ـت ....

+ ندا| |

حالا كه دست هایت چتر نمی شوند
حالا كه نگاهت ستاره نمی بارد
حالا كه خانه ای برای ما شدن نداریم
از كاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
و آرامش خیالت ، ‌خیس اشك هایم نشود

 

+ ندا| |